

ما منتظر صبح شب یلداییم
آماده برای فرج مولاییم
روزی که عزیز فاطمه می آید
با پای برهنه کربلا می آییم.

جمعه یعنی یک غروب وعده دار
وعده ترمیم قلب یاس زار
جمعه یعنی مادر چشم انتظار
در هوای دیدن روی نگار
جمعه یعنی یک سما دلواپسی
میشود مولا به داد ما رسی؟
فرا رسیدن روز میلاد محمد مصطفی(ص)
را به همه مومنان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنیم.
M&M



۱-در کتاب انجیل مرقس:
((آنگاه "پسر انسان "را ببینید که با قوت و جلال عظیم بر ابرها می آید در آن
وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تا اقصای فلک فراهم آورد ....
ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد
نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم ، پس در حذر باشید و بیدار شده دعا
کنید زیرا نمی دانید که در چه وقت صاحب خانه می آید.))
۲-در انجیل لوقا:(( زلزله های عظیم در جای ها و قحطیها و وبا ها
پدید می آید و چیز های هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر می شود
.....و دل های مردمان ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن
وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می شود و آنگاه "پسر انسان"
را خواهند دید که بر ابری سوار شده یا قوت و جلال عظیم می آید.))
۳-در انجیل متی:((هم چنانکه که برق از مشرق ساطع می شود
ظهور "پسر انسان" نیز چنان خواهد بود ......آنگاه علامات
"پسر انسان" در آسمان پدید میگردد و در آن وقت جمیع طوایف
زمین سینه زنی می کنند و"پسر انسان" را ببینندکه بر ابرهای آسمان
با قوت و جلال می آید اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد
حتی ملائکه آسمان..... لهذا شما نیز حاضر باشید زیرا در ساعتی که
گمان نمی برید "پسر انسان" می آید.))
عید سعید قربان
اولين معنايي كه از عيد به ذهن ميرسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت ميبيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .
در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است وباعث برهم خوردن آرامش دروني و بيروني انسانها ميگردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد .
از سوي ديگر حركت انسانها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آنكه وقتي انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .

معناي ديگري كه از عيد,عارفان به ما آموخته اند ، جان باختن و قرباني كردن جان خويش در پاي معشوق است . و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است كه حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني ميبرد تا براي كامل شدن عبادت قرباني كند . مولوي در اين معنا گفته است :
خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا ميكشد
كشته شدن در پاي محبوب و قرباني كردن خود مهمترين تعريفي است كه مولوي ازعيد به ما ميدهد
بيا اي خورشيد رفته به غروب
بيا اي ناجي از نظرها غيوب
بيا اي فرزند پيامبر نبي
بيا اي همانند نبي عليم و زكي
بيا اي عهده دار اسلام و دين
بيا اي يار و ياور مستضعفين
بيا اي ناجي اسلام و دين
جهان پر شده از ظلم بر مسلمان و دين
بيا اي چشم و اميد دو عالم
بيا و ويران كن كاخ ستمكاران عالم
بيا اي صاحب فضل و كرم
بيا و قدمت روي سرم
بيا اي مهدي صاحب زمان
بيا و ظهور كن در اين زمان.
در دلم افتاده روزى اين قفس پر مى شـود
در دلم افتاده كوچ عشق هـم سـر مـى شود
در دلـم افتـاده روزى آسمـان در آسمان
پهنه پـرواز را خوش سايه گستر مـى شـود
در دلـم افتـاده روزى واژه بيـداد هـم
در ميــان گــامهاى نــور پرپر مـى شود
در دلـم افتـاده روزى بـا ظـهور آفتاب
خلــوت تاريــك شبهــايم منــور مى شود
در دـم افتاده روزى ايـن خزان بـى نصيب
با ظهــور مهــدى مــوعود پر بر مى شود.
|
غزلتر ازغزل انتظار من، برگرد |
|
ابر ستاره شبهاي تار من، برگرد |
|
كرشمهاي كن و چشمي خمار و در عوضش |
|
تمامي هستي و دار و ندار من، برگرد |
|
ميان گردو غبار گمان، ترك برداشت |
|
فسيل باور ايل و تبار من، برگرد |
|
... كجاست شطح دو تار نگاه مشرقيات؟ |
|
كه پينه بسته گلوي سه تار من،برگرد |
|
بيا به ياري اين پاي ناتوان، افسوس |
|
پر از گناه شده كوله بار من، برگرد |
|
بكوب بر دف و با رقص تيغ عريانت |
|
بچرخ دور جنون مدار من، برگرد |
|
شهيد كن عطشم را، شتاب كن موعود |
|
به سر رسيده دگر انتظار من، برگرد
|

بىگمان خواهد آمد
در صبح يك آدينه!
سوار بر سمند سپيده با رايت آفتاب بر دوش،
تا به اهتزاز درآورد آن را بر بلنداى گنبد گيتى!
او مىآيد
تا با آذرخش ذوالفقارش
سينه شب را بشكافد!
و خورشيد خدا را نمايان سازد!
او مىآيد
زيباتر از هزار نگار و خوبتر از صد هزار بهار!
او مىآيد و از بادهاى خزانى، انتقام همه لالههاى پرپر را مىگيرد!
همان بهارى كه لالهها به احترام او برخاستهاند
و آن نگارى كه، نرگسها نگران مقدم اويند.
شاهدى كه شقايقها آينه افروز نگاهش هستند و چشمهها به دنبال او جارى مىگردند.
و مردى كه پيشاپيش مشرق آفتاب بهاريست و بوى خدا از ردايش جارى است.
شباهت در امر امام و حضرت موسی(ع):
پنهان بودن امام چنان که تولد موسی پنهان بود برای محفوظ بودن از کید
دشمنان که در صدد قتل وی بودند . ولادت پنهان و خوف و تقیه
در اول امر و مرتد شدن بعضی از پیروان هنگام غیبت موسی ،
شیعیان در غیبت طولانی از دشت دشمنان در رنج باشند
تا آنگاه که خداوند مقدمات ظهور او را ناگهان فراهم کند .
با حضرت عیسی(ع):
امام بودن در طفولیت چنانکه عیسی در گهواره خود را پیغمبر معرفی کرد .
با حضرت یحیی(ع):
خداوند در کودکی به او حکم داد همانطور که به یحیی.
با حضرت نوح(ع):
عمر دراز و غیر متعارف چنانکه نوح ۹۵۰ سال به نص قران در میانقوم به سر برد.
با حضرت آدم(ع):
بیعت احدی بر گردن او نبود و درگیری با حکام پیشین نداشت.
با حضرت ابراهیم(ع):
کناره گیری از مردم و آداب روزگارش، تا پایان عمر از هر آفتی مصون و محفوظ بود
چنانکه از آتش.

بسم تعالی

ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجری بود پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی ، هشتمين خليفه عباسی ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی قرار داد اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه ای شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزديک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای نهاد ، او را از ميان بردارند بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادی